مرتضى مطهرى
591
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىشود گفت صادق است ، دربارهء قضاياى حقيقيه هم مىتوان گفت صادق است ، ولى دربارهء قضاياى ذهنيه كه اين تعريف نمىتواند صادق باشد كه بگوييم حقيقت بودن يك قضيهء ذهنيه عبارت است از منطبق بودن آن با واقع و نفس الامر ، چون فرض اين است كه قضيه ذهنى است ، ديگر اصلا واقع و نفس الامرى ندارد . از اين طرف هم اگر در قضاياى ذهنيه نگوييم كه حقيقت عبارت است از مطابق بودن قضيه با واقع ، و مثلا بگوييم حقيقت عبارت است از مطابق بودن قضيه با خودش ، در اين صورت فرقى بين قضيهء صادق و كاذب باقى نمىماند . كاذب هم خودش با خودش مطابق است . كاذب كه كاذب است با چيز ديگرى كه محكىّ عنه اوست مطابقت ندارد . اين اشكالى بوده است كه براى قدما مطرح شده است . تفصيل اشكال در مورد قضاياى سهگانه تعريف قضيه خارجيه ، حقيقيه و ذهنيه را قبلا عرض كردهايم ؛ حالا اشاره مىكنيم . مىگويند در هر قضيهء موجبهاى موضوع قضيه بايد وجود داشته باشد ؛ امكان ندارد براى موضوعى كه در هيچ ظرفى وجود ندارد محمول آورده شود . بدون آنكه موضوع وجود داشته باشد امكان ندارد كه محمول برايش ثابت باشد ( ثبوت شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له ) ، حال موضوع آن قضيهء موجبه يا در خارج وجود دارد و يا در ذهن . اگر در ذهن وجود داشته باشد مىشود قضيه ذهنيه و اگر در خارج وجود داشته باشد باز به دو نحو است « 1 » ( به تعبيرى كه قدماى خودمان گفتهاند عرض مىكنيم ) : يا حكم مىرود روى افراد موجود محقّقة الوجود ، مىشود قضيهء خارجيه ؛ يا حكم مىرود روى يك طبيعت كه هر جا اين طبيعت محقق بشود اين حكم براى او هست ، مىشود قضيهء حقيقيه . قضيهء خارجيه در قضيهء خارجيه حكم مىرود روى افراد موجود محققة الوجود ؛ يعنى يك
--> ( 1 ) . بحث ما در قضاياى كلى است ؛ قضاياى شخصى مسألهاى ندارد .